The surgery had to be ….d…. until the patients poor health condition stabilized
جراحی باید به تعویق انداخته می شد تا زمانیکه شرایط سلامت ضعیف بیمار متعادل شود.
موفق شدن در انجام کاری a)accomplished
تأئید کردن b)approved
قدردانی کردن،درک کردن c)appreciated
به تعویق انداختن d)postponed
Since he needed to focus on his research project ،he ….b…. his administrative responsibilities
بخاطر اینکه او نیاز داشت که تمرکز کند بر روی پروژه تحقیقاتی اش، او به تعویق انداخت مسئولیت های مدیریتی اش را.
دوباره به دست آوردن a)resumed
به تعویق انداختن b)postponed
بالا بردن c)elevated
افزایش دادن d)augmented